دولت كردي و شكاف طالباني ـ بارزاني

  

گفت‌وگو با ملابختيار، عضو دفتر سياسي اتحاديه ميهني كردستان

 

بيش از يك ماه از انتشار خبر تشكيل دولت كردي با ائتلاف دو گروه اصلي كرد در عراق، اتحاديه ميهني كردستان عراق به رهبري جلال طالباني و حزب دموكرات كردستان عراق به رهبري مسعود بارزاني مي‌گذرد.

 

هرچند در گزارشات اوليه نخست‌وزيري و 6 نفر از وزراي دولت مذكور سهم حزب دموكرات و رياست مجلس و 4 تن از وزراي كابينه متعلق به اتحاديه ميهني ذكر شده بود، به نظر مي‌رسد كه هنوز ميان اين دو گروه عمده، درباره شيوه تقسيم و اداره دولت واحد كردي اختلافات جدي وجود داشته باشد.

 

در اين ميان هفته‌نامه كردي «جمع‌آور» در گفت‌وگوي مشروحي با ملابختيار ـ از مقامات برجسته اتحاديه ميهني ـ موضوع شكاف ميان سليمانيه (مركز اتحاديه ميهني) و اربيل (مركز حزب دموكرات) را به بحث گذاشته است.

 

همچنين در اين گفت‌وگو، فضاي اطلاع‌رساني در كردستان عراق و ابعاد جنگ تبليغاتي ميان گروه‌هاي مختلف كردي مورد بررسي قرار گرفته است.

 

سؤالات و مطالب جداگانه‌اي در كردستان مطرح است كه به نحوي تأثير منفي بر روي روش‌هاي سياسي و اداري دارد و موجب شده كه مردم و روزنامه‌ها، از آن صحبت كنند. وجود دو مديريت در منطقه كردستان و آشكار شدن پرونده مسؤولان سياسي و حكومتي و نيز سرنوشت آن مسؤولان، بهانه‌اي شد تا اين گفت‌وگو با ملابختيار، عضو دفتر سياسي اتحاديه ميهني كردستان، صورت گيرد.

 

3در آغاز مي‌خواهم از اين سؤال شروع كنم كه اتحاد اين دو مديريت كردستان، چرا به درازا كشيد، جزييات آن چيست كه باعث سستي و اهمال در اتحاد اين دو حكومت شده؟

 

7 من فكر مي‌كنم عامل اساسي در ميان اين دو مديريت، باقي نمانده تا اتحاد صورت گيرد. عوامل، حزبي و مذهبي‌اند. در حقيقت از نظر خودم، تقصير اين عدم اتحاد را به گردن اتحاديه ميهني نبايد انداخت. زيرا اتحاديه ميهني، نرمش زيادي نشان داده، تا مسائل و مشكلات حل و فصل شوند. از مسأله سياسي و مالي تا مسائل روشنفكري و اداري و قانوني. اين مسأله‌اي جدا از روابط دو طرف است، مانند روابط ديپلماسي و سياسي همه كردستان و نيز روابط ميان اپوزيسيون عراق و خارج از كشور. در تمام اين موارد اتحاديه ميهني از خود نرمش نشان داده و به همين خاطر، تقصير را به گردن اتحاديه ميهني نمي‌شود انداخت.

 

3 با اين حساب شما تقصير را به گردن حزب دموكرات، مي‌اندازيد. مي‌شود توضيح بدهيد، زيرا گفته مي‌شود حزب دموكرات خواستار رييس حكومت و نيز رييس مجلس است. آيا شما قبول كرده‌ايد؟

 

7بي شك، بر روي رييس حكومت و رييس مجلس، بحث و ديدگاه جداگانه وجود دارد. اما بالاخره هم حزب دموكرات و هم ما اين را قبول خواهيم كرد، كه يكي ازآنها مال ما و يكي ديگر مال آنها خواهد شد، اين از اولي.

 

و اما مسأله دوم، بر سر تعداد تشكل‌ها، وزارتخانه‌ها، قدرت و اختيارات وزرا و جانشينان. تا كنون، صحبتهاي متفاوت زيادي داشته‌ايم. ما به وزارت اين‌گونه نگاه نمي‌كنيم كه وزير برود و در پايتخت بنشيند، و مسائل بدون مشكل خود به خود حل شوند. ما شكل وزرات را از ديد معاصر و مدرن مي‌بينيم. ما عقيده داريم، اگر وزيري نتواند مأموران، مشاوران، بازرسان و نقشه‌ها و برنامه‌هاي خود را به طور صحيح و اصولي، برنامه‌ريزي كند، به چنين وزارتي به ويژه، پس از اين همه مسأله و درگيري، تنها با خلع وزيران آن، مي‌توان سازمان داد.

 

براي نمونه اكنون يكي از وزارتخانه‌ها در اربيل تشكيل شده است. در سال 1995 اين وزارتخانه روابطش و وظايفش به پايان رسيده از زماني كه جنگ داخلي و جنگ لشكركشي بوده، تغييراتي هم در آن شكل گرفته و چندين مسأله ديگر. الحمدالله اينها همه موجوديت وزارتخانه‌ها را زير سؤال برده است.

 

3 با اين حساب، شما فكر مي‌كنيد وزيراني كه منصوب مي‌شوند، عقل حزبي در آنها برجسته شده و نمي‌توانند وزارت خود را راه ببرند؟

 

7 نخير، ما گمان مي‌كنيم در صورتي كه وزيراني را كه انتصاب مي‌كنيم، نتوانند آثار تخريب گذشته را از بين ببرند و با ديد دموكراسي و حقوق بشر، هماهنگ نباشد، آن وزير نمي‌تواند موفق باشد.

 

3پس، موضوع بر سر اين است كه وزراء، چگونه انتخاب شوند، يا به شيوه‌اي ديگر، از اين مسأله گفت‌وگو مي‌كنيد؟

 

7بله، يكي از موارد همين است. من فكر مي‌كنم، اگر وزير آنها به سليمانيه بيايد، ناموفق خواهد بود و اگر وزير ما به اربيل برود، باز هم موفق نخواهد بود. لازم است از اول، تجديد نظر كلي و با آرامش و عقلانيت زياد اداري، انجام گيرد. در اين صورت مي‌توان يك وزارتخانه بهتر ايجاد كرد.

 

3خوب، اين موضوع را كه الآن شما اشاره كرديد، چرا تاكنون به انجام نرسيده؟

 

7 صحبت زياد است و مرتبا گفت‌وگو  هم شده اما تاكنون حل نشده است. زيرا به اين سادگي هم نيست. فرض كنيم، من در اينجا وزارتخانه‌اي را تشكيل دادم و وزيرش را به اربيل فرستادم و يا برعكس. موفقيت اين كار، بي‌گمان از خودگذشتگي، هماهنگي و تصميم و برنامه جديد مي‌خواهد.

 

3به تازگي روزنامه‌«هاولاتي» صحبت از اين كرده كه گويا رييس پارلمان از سوي حزب دموكرات به اتحاديه ميهني واگذار خواهد شد. سؤال اين است كه نتيجه اين اقدام، چه خواهد شد؟

 

7 مسلما اين‌گونه سؤال‌ها، پرداختن به جزييات را مي‌طلبد. خيلي وقت‌ها در روزنامه‌ها و مجلات، اخباري منتشر مي‌شود. اما اين مسائل، وقتي روي جزييات آن كار مي‌شود، متوجه مي‌شويد كه چقدر اختلاف نظر وجود دارد. پس وقتي كه چنين اخباري منتشر مي‌شوند، بايد به دنبال اخبار پشت اين نوع حركات بود. چون حركاتي كه پشت اين اخبارند، اين است كه ببينند آيا ما بر روي تمام مسائل ريز و درشت پروسه، به توافق رسيده‌ايم يا نه؟ سؤال اصلي اين است.

 

3پس، با اين حساب، اجازه دهيد بگويم كه تا كنون به توافق نرسيده‌ايد؟!

 

7 روي جزييات، توافق كلي و سراسري بين هر دو طرف صورت گرفته است. من گمان مي‌كنم، هنوز راه و چاره وجود دارد كه بايد بررسي شده هر دو طرف هم بايد محك زده شويم.

 

3در مورد وزارتخانه‌ها، سؤالي دارم، در حال حاضر شايعاتي در ميان مردم وجود دارد مبني بر اينكه پيشتر از جمع 15 وزارتخانه در سليمانيه، بيشترشان «اربيلي » بود، اما اكنون، به يكي دو تا كاهش يافته است. دليل اين امر چيست؟

 

7 من فكر نمي‌كنم، اينجا مسأله اين باشد كه وزير، اهل سليمانيه است يا اربيل! حالا، نزد ما دو وزير باديني، خانقين، سليمانيه‌اي، كركوكي و ... هست. اين مسأله نزد ما كمتر اهميت دارد، كه چه كسي، اهل كجاست؟ ما بيشتر بر روي لياقت افراد كار مي‌كنيم، تا جايي كه در دفتر سياسي (اتحاديه ميهني)، بحث از بومي ‌و غيربومي‌، كمتر بوده است. نمي‌خواهم در اين مورد مبالغه كنم، اما كسي كه براي جايي شايسته باشد، حق تقدم با اوست. براي نمونه، در شوراي مركزي اتحاديه ميهني، ما سه نفر اهل خانقين، عضو هستيم. خوب، خانقين به نسبت شهرهاي ديگر، يك شهرك است، به اين دليل اين تحليل‌ها علمي‌ نيستند.

 

3باز هم، در مورد اتحاد مديريت‌ها، وزارت دارايي و وزارت كشور را چگونه سر و سامان مي‌دهيد، آيا اين دو وزارتخانه، تا‌كنون هيچ مشكلي نداشته‌اند؟

 

7 مسلما روي اين مسأله بايد توقف و توجه شود زيرا يكي از مشكلات بزرگ در بين دو طرف، مسأله دارايي و مالي است. تا امروز، صد و يك سؤال نسبت به وضعيت گذشته داشته‌ايم. سر آن ميليون‌ها دلار پولي كه از «ابراهيم خليل» دريافت شده، دهها سؤال داريم، و يك پاسخ هم دريافت نداشته‌ايم. به همين شكل، حزب دموكرات هم سؤال دارد. در توافقنامه واشنگتن، نخستين قدم توافقي است كه مشكل را حل مي‌كند، اين توافقنامه، توسط مسعود بارزاني و جلال طالباني با حضور «آلبرايت» وزير خارجه وقت آمريكا امضا شده كه به شيوه رسمي ‌مورد قبول واقع شده. اولين بند، همين بود. اما در بين ما و آنها حل و فصل نشد. به همين خاطر، وزارت دارايي، موضوعي ساده و آساني نيست. در دنيا به آن «مادر وزارتخانه‌ها» مي‌گويند. چگونه انتظار داريد بر سر وزارت مادر، به توافق برسيم؟ يا وزارت كشور، چگونه مختلط خواهد شد؟ در اين مورد، بايد بسيار از هم مطمئن باشيم.

 

3 در اين صورت شما، به اينكه اين مسأله رفع شود، بدبين هستيد؟

 

7نمي‌گويم بدبينم. اما مي‌گويم اگر نيتي پاك و طرحي هماهنگ و واقعي در بين دو طرف وجود داشته باشد، هيچ اختلافي نخواهد بود. من بدبين نيستم، اما با وجود همان كشمكش‌ها و اين همه زخم و جراحت، خيلي هم آسان نيست كه خوش‌بين باشم.

 

3در اينجا، روي مسأله‌اي ديگر از ديدارمان مي‌رويم، كه مسأله پرونده‌هاي برخي از بازرسان حزب است، همچنان‌كه، خود شما صحبتش را كرديد كه گويا به خواست ملت خواهد بود. سؤال اينجاست كه آيا شما احساس مي‌كنيد كه موضوع برخورد و بررسي با صاحبان پرونده، رو به كاهش و سستي است؟

 

7 من باز هم تكرار مي‌كنم؛ هيأت تحقيق، برگزيده شد، افرادش هم آشنا و وارد بودند. تمام كساني كه نامشان در بين هست، احضار شدند. بررسي‌هاي جدي به عمل آمد و با آنها صحبت شد. به صراحت بگويم نتايج سخنانشان بر اساس قانون پيگيري مي‌شود، لازم است دفتر سياسي روي آنها كار كند و تصميم نهايي را هم او بگيرد. آن زمان نتايج آن براي مردم، روشن خواهد شد.

 

3با اين حساب، معلوم مي‌شود كه تاكنون تصميم نهايي گرفته نشده. آيا كساني كه نامشان زير سؤال است در پست‌هاي خود هستند؟

 

7 فعلا كار دارد. در مورد تحقيقات و آنهايي كه به كميته تحقيق احضار شده‌اند، هيچ‌كدام در پست‌هاي خود نيستند. يعني از نظر اتحاديه ميهني، تمام كساني كه پرونده دارند، بايد مراجعه كنند به كميته تحقيق و از خود دفاع كنند. اينها در پست‌هاي خود نيستند.

 

3چرا بعضي از احزاب پرونده‌شان رو نشده؟ آيا حزبي هست كه پرونده نداشته باشد؟

 

7 همه احزاب از كوچك و بزرگ، بايد تحقيق و بررسي شوند تا معلوم شود پرونده دارند يا خير؟ من فكر نمي‌كنم كه حزبي وجود داشته باشد و حتي براي يك نفر هم كه شده پرونده نداشته باشند. حال، شايد كوچك بوده اما مهم نيست، كادر مهم نيست.

 

چرا احزاب ديگر مانند اتحاديه ميهني، هيأت تحقيق نداشته باشند؟ اين سؤال را بايد آن احزاب جواب بدهند. من فكر مي‌كنم كه همه احزاب مثل اتحاديه ميهني، هيأت تحقيق تشكيل دهند. يا اين كه به دور از پنهانكاري‌ها اقدام كنند.

 

3در روزنامه «جماور» به نقل از خبري كه از سايت «ايلاف» گرفته بود، نوشته بود كه گويا دفاتر اتحاديه ميهني در سوريه، بسته شده. لطفا در مورد دلايل بسته شدن دفاتر اتحاديه، بفرماييد. چون، در همان خبر، بحث از اين شده بود كه گويا «جلال طالباني» از فاروق الشرع، وزير خارجه سوريه انتقاد كرده و گفته كه تنها آمريكا و اسراييل و كردها از شرايط فعلي عراق، سود مي‌برند. آيا اين علت آن است يا چيزي ديگر؟

 

7 اول اينكه، اين خبر از بيخ و بن، غلط است. دفاتر ما بسته نشده. دوم:  جلال طالباني تفسيرش اين نبوده كه در خبر آمده. ايشان از اين صحبت مي‌كند. مي‌گويد: دعوتنامه كشور سوريه براي وزارت خارجه عراق (استفساري) بود، اين بود كه نزد سوري‌ها نوعي نگراني به وجود آورده بود. در حقيقت جمهوري عربي سوريه دوست همه ما بود و فعاليت زيادي داشت. اين موضوع، مسأله كرد يا اتحاديه ميهني و يا هر دو قدرت نيست؛ مسأله مابين وزارتخانه‌هاي عرب است. عراق به عنوان يكي از دولت‌هاي عربي، لازم بود كه برايش دعوتنامه بفرستند، كه در حقيقت دعوتنامه عراق، حقارت اين كشور بود، نه حقارت كُرد. ما بر اساس اين كه جلال طالباني، به مدت يك ماه، رييس شوراي حكومت بود و اكنون هم عضو رياست آن شوراست و هشيار زيباري، وزير خارجه است، لازم بود مانند يك امر اصولي ديپلماسي از آن پست دفاع كنيم كه حق طبيعي خودش را بگيرد. طالباني از اين ديدگاه به مسأله نگاه مي‌كند، نه از ديد كُرد و اتحاديه ميهني.

 

3اما آن خبر، از سايت «ايلاف» گرفته شده و صحبت از منبع شده است؟

 

7 البته من مي‌دانم كه آن خبر، از سايت «ايلاف» سرچشمه گرفته، اما، شايد من هم سؤال كنم چرا در ميان آن همه منبع كه در خود كردستان وجود دارد و با اينكه اتحاديه ميهني، خود در كردستان حضور دارد و شما در روزنامه‌اي كه در سليمانيه ـ كه پايتخت ماست ـ ، منتشر مي‌كنيد‌، چرا پيش از آن كه از خودمان بپرسيد، اقدام به چاپ و انتشار مي‌كنيد؟ چرا از سايتي خارجي، خبر مي‌گيرند كه براي اخبار كردستان بيگانه است؟ تازه نه تنها آن مورد، ما متذكر مي‌شويم كه هفته‌نامه «جماوره» برخي چيزها را بي‌اساس و پايه، بزرگ مي‌كند. به عنوان نمونه: در شماره 8/12/2003 اين هفته‌نامه، خبر «ترس از تعقيب پليس آلمان، سعدي پيره را به كردستان بازگرداند» نادرست است.

 

3اما از ايشان، به عنوان كسي كه پرونده دارد، صحبت مي‌شود، به اين دليل گفته مي‌شود كردستان را ترك كرده كه داراي پرونده است؟

 

7 اجازه بدهيد به دقت راجع به اين موضوع صحبت كنيم. سعدي، كسي است كه سالي يك بار يا دوبار و گاهي هم سالانه ده بار ديدن اقوام خود به خارج سفر مي‌كند در حالي كه اين مسافرت، هيچ ربطي به پرونده او ندارد. حتي پيش از فروپاشي حكومت عراق، وي، قرار بود كه به خارج سفر كند. اما به علت رخداد وقايع، نتوانست سفرش را عملي سازد. پشت سر اين آدم، حرف مي‌زنند. بله درست است، همه مي‌دانند، اما اين خبر را منتشر مي‌كنند كه صحيح نيست. اين مسأله اول.

 

مسأله دوم اينكه وقتي هم كه خبر منشر مي‌شود، چرا به تيتر تبديل مي‌شود و گفته مي‌شود، خبر سعدي پيره، براي اتحاديه ميهني، براي پارلمان كردستان و نيز براي قانون عراق سرنوشت‌ساز است؟ آخر چه موقع اين خبرها موضوع تيتر مي‌شود؟ اما شما خبري را تبديل به تيتر مي‌كنيد كه از پايه غلط است!

 

3اما آيا شما موافق هستيد كه درباره كسي كه پرونده داشته و خيانت كرده باشد، اقدامات خبررساني نشود؟

 

7 نخير، من نگفته‌ام صحبت نشود و اينكه چرا تيتر مي‌شود. در صورتي كه كسي شما را تحريك نكند كه خبري را كه بر عليه اتحاديه ميهني است، بزرگنمايي كنيد، پس چرا با تيتر، خبر را بزرگ نشان مي‌دهيد؟

 

3اما اين كار از اين ديدگاه است كه از اين پس مسأله رشوه و اختلاس نشود، زيرا اين موضوع كه معلوم شود كسي كه يك سازمان قدرت و اختيار در دستش بوده، پرونده دارد، موضوعي سرنوشت‌ساز براي كردهاست؟

 

7 من سؤال مي‌كنم در همان شماره در پايين خبر سعدي پيره، خبري است كه مي‌گويد در مراكز تصميم‌گيري آمريكا، صحبت از تأسيس دولتي كردي مي‌شود، آيا دولت كردي براي مردم كردستان مهم‌تر است يا بازگشت سعدي پيره؟ دولت كردي خواب هزاران ساله همه كردهاست، در سراسر زمين. در ميان اين حركت كردستان هزاران جاسوس بودند اما مبارزه كُردها همچنان پايدار است. روزنامه‌ شما، آن خبر بسيار بسيار مهم را كوچك نشان داد، اما اين خبر كوچك را تيتر مي‌زند. كسي كه اطلاع اندكي از روزنامه‌نگاري داشته باشد، مي‌داند كه تيتر براي روزنامه براي مهم‌ترين خبر، مؤثرترين اقدام رسمي‌ است.

 

3اما آيا وجود همان آدمها نيست كه مرتبا باعث ايجاد معضلات در برابر تجربه مي‌شوند و وجود دولت كردي را تهديد مي‌كند؟

 

7 من فكر نمي‌كنم پرونده اين افراد به اين صورت ثابت شود. چونكه پس از نابودي رژيم صدام، هيچ كاري نمي‌توانند انجام دهند. تازه تمام كساني كه نامشان در پرونده هست از خدايشان است كه از خود دفاع كرده و حقايق را نسبت به خودشان بگويند چرا كه حق خودشان هم هست. البته اين افراد در برابر هيچ يك از تصميم‌هاي بين‌المللي مانعي نيستند. من برعكس مي‌گويم، به اين خاطر اينها تيتر مي‌شوند كه ضد اتحاديه ميهني هستند. زيرا خواست و مرامي ‌سياسي در پشت سر دارند. من به مانند يك نويسنده در اين مورد بحث مي‌كنم و مي‌دانم چرا اين تيتر را انتخاب مي‌كنم. من صدها تيتر براي «كردستان نوي» انتخاب كرده‌ام. بارها من سرپرست اخبار اتحاديه ميهني كردستان بوده‌ام و شايد 100 تا 150 مقاله «كردستان نوي» را نوشته باشم. به اين دليل وقتي نويسنده‌اي تيتري را انتخاب مي‌كند، هدفي بزرگ‌تري به دنبال تيترش وجود دارد.

 

3بي‌گمان. اما منظور اين است كه اينان بار ديگر فكر اشتباهات بزرگ نيفتند كه ملت كرد هزينه‌اش را بپردازد. ملتي كه صدها سال است قرباني مي‌دهد؟ غير از آن در شماره‌هاي گذشته نيز بارها آن اخباري كه موضوع خودمختاري و استقلال بوده‌اند تيتر شده‌اند.

 

7 مطمئنا حق شماست اينكه چقدر بخواهيد درباره‌اش بنويسيد. اما من مي‌گويم چرا شما اين را تيتر مي‌زني در حالي كه در همان شماره خبري بسيار مهم وجود دارد، اين